بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به بحث ها و کشمکش هایی که در رابطه با طب سنتی در جامعه ی فعلی ما به وجود آمده است ، لازم دانستم مطلب زیر را ارائه کنم. البته لازم به ذکر است که این مطالب حاصل مطالعات اندک بنده بوده است و ممکن است اشکالاتی در آن باشد که ان شاء الله در صورتی که بعدا متوجه شدم برطرف خواهم کرد و از شما خواننده ی محترم نیز تقاضا دارم در صورتی که اشکالات آن را می دانید در قسمت نظر ها تذکر دهید.
تفاوت درمان طب سنتی با طب جدید:
فعلا قصد نوشتن مطلب در مورد کلیت طب سنتی ندارم. چون نیازمند علم و فرصت بیشتری است. ان شاءالله در صورت امکان در پست های بعدی مطالبی در این زمینه خواهم نوشت و فعلا به تعریفی که آن هم خالی از اشکال نیست بسنده می کنم:
"طب سنتی ایران مکتب جامع و کل نگری است برای زیستن همه ابعاد انسان در حالت تعادل در هر زمان و هر مکان."
با آنکه طب سنتی بیشتر طب پیشگیری است اما بخشی از آن شامل درمان بیماری هاست.
در این بخش تفاوت درمان در طب سنتی با طب جدید را ارائه می کنم.
یک بیماری شامل 3 مورد است:
1.علت یا سبب بیماری
2. معلول یا خود بیماری
3.علامت یا نشانه بیماری (معلول دوم)
مثلا "تب" می تواند نشانه ی گرمی یا سردی زیاد سر (خود بیماری) باشد که علت این بیماری تجمع مواد زائد در سر می باشد.
یا مثلا جوش صورت ...
بقیه در ادامه مطلب
برچسبها:
تفاوت,
درمان,
طب,
سنتی,
داروادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 14:32 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
بسمه تعالی
با عرض سلام خدمت استاد گرامی بنده مسئول واحد سیاسی پایگاه بسیج .... هستم و در این پستی که قرار گرفتهام یک سالی است که فعالیت دارم و گاهی اوقات با سوالات دوستان دربارهی اوضاع سیاسی کشور روبرو میشوم و الحمدلله پاسخهایی تقریبا قانع کننده دارم. دو سوال دارم که خواهشمندم تفسیر خودتان را از این دو سوال به طور جداگانه بیان فرمایید: قبل از این که سوالاتم را بپرسم یک مقدمهای کوتاه خدمتتان عرض میکنم: دیدی که در قبال سیاست دکتر احمدی نژاد این روزها برای بعضی از طرفداران ایشان به وجود آمده، از ایشان در اذهانِ دوستان فردی ساخته شده که نسبت به ریاست جمهوری 4 سال قبل چرخش 180 درجهای پیدا کرده است. به گونهای که من از دوستان ایشان بودم حال چنان نظرم نسبت به ایشان عوض شده که اگر بار دیگر کاندیدای ریاست جمهوری شود به ایشان رأی نخواهم داد. بنابراین با پاسخ به سوالات زیر کمک بزرگی به من و امثال همفکر و همنظر بنده نمودهاید. و اما سوالات: 1- چند ماه، شاید هم چند سالی است که قضیهی گروه انحرافی در صحنهی سیاسی کشور به خصوص در سایتها رونق گرفته، موضع گیریهای عجیب دکتر احمدی نژاد در قبال افراد این گروه انحرافی مثل جملهای که ایشان دربارهی آقای مشایی بیان کردند: "من آقای مشایی را 25 سال است که میشناسم و ایشان فردی باتقوا و پرهیزگار است". اگر آقای مشایی پرهیزگار و باتقواست صحبتهایی که میکند مثل دوستی با مردم اسرائیل، فرهنگ ایرانی و... نمیتواند صحبتهای یک انسان باتقوا باشد. نظرتان در قبال این گروه انحرافی و صحبتهای دکتر دربارهی این گروه را بیان فرمایید.
2- قانون گریزیهای دکتر در طول پیدایش گروه انحرافی و در طول این دو سال ریاست جمهوریِ جدید مثل عدم انتخاب وزیر برای بعضی وزارت خانهها, مدیریت وزارت خانهها به طور شخصی که طبق قانون مجلس، رییس جمهور خود نمیتواند مدیریت وزارت خانه را بر عهده بگیرد و موظف است طبق زمانی مشخص، وزیر برای وزارت خانهی مذکور معرفی کند، عدم اجرای سریع حکم حکومتی امام خامنهای پیرامون برکناری مشایی از معاون اولی و اجرای این حکم پس از یک هفته، رها کردن کشور به مدت 10 روز و خانه نشینی ایشان و ... . نظرتان را هم در این مورد بیان فرمایید. با تشکر فراوان از استاد
علیکم السلام
باسمه تعالی
با اینکه از موضوعی سؤال میفرمایید که برای تبیین همهی اضلاع آن فرصتی زیاد نیاز است سعی میکنم با طرح کُدهایی که به نظرم کمک میکند تا موضوع درست تحلیل شود، عرایضی عرض کنم.
1- بهترین راهنما در این موارد مقام معظم رهبری«حفظهالله» هستند ملاحظه کنید درست چند روز است که آقای احمدینژاد خانهنشینی را پیشه کرده است ولی رهبری در تاریخ 3/2/1390 در دیداری که با مردم فارس داشتند، میفرمایند: «مسئولین دولتی هم حقاً و انصافاً دارند تلاش میکنند، هم اعضای دولت، هم بهخصوص خود رئیس جمهور، اینها شب و روز ندارند، من میبینم، من از نزدیک شاهدم، اینها دائم مشغول کارند، مشغول خدمت و تلاشند، خب اینها برای کشور خیلی با ارزش است». آیا از این جملات بوی قدردانی میآید یا بوی انتقاد. راستی اگر مقام معظم رهبری«حفظهالله» از حرکات آقای احمدینژاد تقابل با خودشان و با ولایت فقیه را استنباط میکردند این طور شخصیت رئیس جمهور را تأیید مینمودند؟ آیا درست است که حرکت آقای احمدینژاد را که از رهبری سؤال میکنند: «اگر نتوانم کار کنم میتوانم استعفا بدهم» را باید حمل بر مقابله با ولیّ فقیه کرد؟ مگر ما در قرآن نداریم اگر کسی نتوانست روزه بگیرد برای او گناهی نیست. آیا اگر رئیس جمهور احساس کرد جریانهای سیاسی کشور و از جمله مجلس طوری برای دولت تنگنا درست کردهاند که نمیتواند کار را ادامه دهد و از آقا بخواهد مدتی به او فرصت دهند تا در مورد ادامه ی کار فکر کند, این مقابله با ولایت فقیه است؟ در ولایتمداری آقای احمدی نژاد همین بس که وقتی در یازدهمین روز خانه نشینیاش رهبر انقلاب (روز شنبه 10 اردیبهشت) فرمودند: «هرگونه اقدامی که موجب خوشحالی و جنجال دشمنان و ناراحتی دوستان شود مذموم است و باید از آن پرهیز شود» روز یکشنبه در جلسهی هیئت دولت حاضر میشوند.
2- مقام معظم رهبری«حفظهالله» در دیداری که در 8/3/1390 با نمایندگان مجلس داشتند فرمودند: «نگویید فلان ضعف و فلان ضعف وجود دارد، بنده به ضعفها آگاهم. شاید بنده بعضی از ضعفها را هم بدانم که خیلیهای دیگر ندانند، با وجود این ضعفها، آن چیزی که امروز در قوهی مجریه وجود دارد، یک شاکلهی خوب و مطلوب است». ملاحظه کنید آقا علاوه بر اینکه میفرمایند شاکلهی دولت خوب است، میفرمایند: مطلوب است. این نشان میدهد مقام معظم رهبری از دولت راضی هستند، چون میتوانستند فقط با واژهی «خوب» است مسئله را تمام کنند تا فقط دولت را به عنوان یک نهادِ نظامِ اسلامی تأیید کرده باشند، ولی با گفتن «مطلوب» ...
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه ششم آبان 1390ساعت 22:44 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
حافظ :
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
صائب تبریزی:
هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
شهریار:
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
یاری
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خورشید و فلک سایم از این عزت کف پا را
روان و ...
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 10:54 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
عماد:
سلام مهدی جان
البته من میدونم اطلاعات شما از این بنده خدا و فعالیت هاش کمه.
بخاطر همین این مطلب ساده و البته تکراری رو گذاشتی!
البته ربطی به مقاله من نداره بحث سحر و...
اما حتما سخنرانی آقای نبویان رو بگرد نو اینترنت یا بلوتوث و... گوش بده.
جز محدود سخنرانی هایی است که امروزه استدلالی و نه هیجانی در مورد صحبت های مشایی صحبت کرده.
در مورد سحر معنای سحر و فراماسونری تو ذهن عام با اصل اون فرق داره.
سحر و غیب و جفر و ابجد و مرتاضی و ریاضت و... با هم فرق داره.
از یکی از چیزهایی که من به این بنده خدا شک میکنم اینه که میگه خرافات
و دقیقا فراماسونرها اینو در فیلم هاشون القا میکنن در صورتی که سحر خرافات نیست و سحر شخص هم خرافات نیست حداقل برای ما مسلمونا( داستان حضرت موسی(ع) و...
دوما سحر در اسلام جز اکتسابات حرام هست.
و بطلان سحر با سحر در اسلام حرامه.
اصطلاحا میگن تقوای مسلمان باطل کنند سحر هست.
و کسی که سحر میشه بیتقوایی و اراده ای از خود نشان داده.
یعنی یک کاری کرده و اجازه داده که سحر شه.
کسانی که میگن این بنده خدا احمدی نژاد رو سحر کرده حرفشون اینه که خود احمدی نژاد هم اراده نشون داده و اون همینیه که اینو به هیچ وجه حاضر نشده از خودش دور کنه و...
و اصلا میگن این سحر که ما میگیم با توهمات شما فرق داره که یک چیزی خارق العاده تو ذهنمون تخیل میکنیم.
البته بنده تو این زمینه اطلاعات کافی ندارم و تو بحث سحر اعلام موضعی ندارم و...
اما تو بحث فراماسونری این احتمال رو ممکن میدونم فراماسونر باشه.
در آخر اصلا این بنده خدا رو در جایگاهی نمیدونم که بخوام ازش دفاع بکنم.
چون من نزدیک نیم ساعت در جایی پیشش بودم رفتاراشو دیدم انسان نرمالی به نظرم نمیرسید.
از اظهار نظرات هیجانی هم در مورد این بنده خدا بر حذرم.
اما صحبتهایی که میکنه تو بحث مکتب ایرانی و اسلام ایرانی و... کاملا از نظر من مطروده و قابل رد و خطرناک.
عبد یک:
بسم الله الرحمن الرحیم
علیکم السلام و رحمة الله
از اظهار نظر شما سپاسگزاری نموده و به شما خدا قوت عرض می نمایم.
من نمی دانم اطلاعات شما در این زمینه چقدر است که اطلاعات بنده را کم به حساب می آورید؟! ولی امیدوارم که دانسته های فراوان شما مثل دانسته های اندک من یقینی و مستند باشد.
من نمی دانم کجای این مطلب ساده و تکراری است ولی اگر هم هست مطلب مورد نیاز و حساس جامعه است و لااقل از خیلی از حرف و حدیث های علیه آقای مشایی ، ساده تر و تکراری تر نیست.
من مقاله ی جدید شما را نخوانده ام ولی از مقاله ی قبلی که خواندم چیزی متوجه نشدم.
سخنرانی کردن به سبک سخنرانی آقای نبویان دیگر قدیمی شده است. این روز ها سند و مدرک هر حرفی مهمتر از خود آن حرف است.
سخنرانی ایشان تأمل برانگیز است ولی خالی از سند و مدرک و حتی استدلال منطقی است.
مثلا ایشان میگوید که آقای مشایی فلان حرف را گفته ولی نمی گوید چه زمانی و کجا؟
یا مثلا بحث ظهور صغری را آیت الله مکارم هم مطرح کرده است. پس ایشان هم فراماسون است. و...
اینطور سخنرانی کردن که با حرف هایی که در بین مردم هست فرقی ندارد.
اگر امکان دارد بفرمائید سحری که در ذهن عوام است با اصل آن چه تفاوتی دارد؟!
این موارد سحر و جفر و ... تقریبا در یک راستا هستند و و در بحث ما زیاد تفاوتی با هم ندارند.
مدرک این حرف شما چیست که "ایشان می گوید سحر خرافات است"؟
مدرک این حرف شما چیست که "بطلان سحر با سحر در اسلام حرام است"؟ (جهت پاسخ رجوع شود به آیه 102 سوره بقره)
اگر منظور از سحری که می گویند این است که اصل بحث عوض می شود:
اولا چرا از ابتدا نگفتید که منظور این است؟!
ثانیا یکی از دلایل این ها برای بد بودن مشایی ساحر بودن اوست. پس حالا که ساحر نیست نیازی نیست که احمدی نژاد در حمایت از او ، بی تقوایی به خرج داده باشد. پس حمایت او از مشایی مردود نیست و شاید از باتقوایی باشد.
عزیز من با احتمالات که نمی شود حرف زد. شما با دلیل و منطق و استدلال و سند و مدرک ثابت کنید که فراماسون است در غیر این صورت ایشان حکم مومن را دارد.
اگر وظیفه دفاع ندارید. وظیفه حمله هم ندارید.
بنده برای همین می گویم نیاز به سند و مدرک است چون خود ایشان -در جلسه با جامعه وعاظ- خیلی از حرف ها را رد می کند و می گوید که من این را نگفته ام.
حالا بر فرض هم که گفته باشد وقتی می گوید من نگفته ام یا وقتی می گوید اشتباه کردم ، دین ما می گوید که اگر 70 نفر گفتند فلانی فلان کرد ولی خودش گفت نکردم باید حرف خودش را قبول کنیم.
مشایی بدتر از هاشمی نیست که در نماز جمعه حرف هایی می زند و بعد هم رد نمی کند و تایید می کند.
در ضمن چه کسی این مطالب را بزرگ کرده است. چه کسانی و با چه مقاصدی قضیه ی مکتب ایرانی را از آرشیو ها بیرون کشیدند و چماق کردند توی سر رئیس جمهور و رهبر.
چقدر رهبر عزیزمان از این دولت حمایت فرمودند؟ چقدر به ما با بصیرت ها!!! فرمودند این مسایل درجه دو و فرعی است و مسایل اصلی چیز دیگری است. چقدر فرمودند این دولت حرف من و انقلاب را می زند و جهت گیری اش درست است و اگر انحرافی ببینم خودم جلوی آن می ایستم؟! ولی ما چه کردیم درست عکس همین فرمایشات را. خدا ما را ببخشاید.
بر فرض هم که ایشان فراماسون باشد به نظر بنده هنوز خطای مهمی انجام نداده است. حرف هایی زده است که از سه حال خارج نیست. یا واقعا نگفته است و دشمنان رئیس جمهور این ها را در آورده اند. یا واقعا گفته است ولی به هر دلیلی رد می کند و یا حرفش را درست می کند یا عذرخواهی می کند ، که اینجا باید از روش تغافل در برابر عمل مومن استفاده کرد. یا اینکه حرفی می زند و پای این حرف ایستادگی می کند ، که در این حالت باید اولا حرفش را فهمید و پس از آن نقد علمی کرد و در فضای علمی. نه نقد سیاسی و در بین عوام. و نه متشنج کردن فضای جامعه و اختصاص دادن وقت و فضای کار و کوشش را به این چیز های بی فایده و بی اساس.
در آخر باید عرض کنم اختیار عزل و نصب ایشان به عهده رئیس جمهور است. درست است که مملکت اسلامی است و ما وظیفه ی امر به معروف داریم ولی مملکت اسلامی قانون دارد و نمی توان به بهانه ی سکولار زدایی و ... قانون را زیر پا گذاشت. قانون برای همین مواقع است.او می خواهد با وی کار کند یا ما.
البته نظر من در مورد آقای مشایی این است که عقاید ایشان با آقای احمدی نژاد یکسان است و در واقع دولت هم از نظر فکری و هم اجرایی بر دوش آقایان احمدی نژاد و مشایی است. و هنوز انحرافات ایشان برای بنده ثابت نشده است. و فرق من با شما در این است که کمی دیر تر از شما می گویم "مرگ بر مشایی". یعنی وقتی جرمش برایم اثبات شد.
والسلام.با تشکر از حوصله ی شما.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 18:15 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 12:44 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
یعنی بین شما یکنفر هم پیدا نمیشود بتواند سحر مشایی را باطل کند و احمدی نژاد را از سحر نجات دهد؟ پس در همه این سالها چه کار میکردید چه خواندید؟ چقدر عبادت کردید؟
عنوان: مشاور و رییس دفتر رییس جمهور گفت: برخی به خود زحمت نمیدهند حتی یکبار حرفهای زده شده را بخوانند.
اسفندیار رحیم مشایی که روز چهار شنبه در جمع مسوولان و سردبیران ایرنا سخن میگفت، درپاسخ به این سوال که آیا اظهارات آقای فیروزآبادی ناشی از سوء تفاهم بوده است، گفت: ممکن است سوء تفاهم هم باشد زیرا متاسفانه بسیاری از افراد به خود زحمت نمیدهند که حتی یکبار حرفهای مطرح شده را به طور مستقیم بشنوند، موضوع بحث را بفهمند و مخاطب را بشناسند.
وی با تاکید بر اینکه هر سخن در جای خود و با ادبیات خاص خود باید مورد توجه قرار گیرد، اظهار داشت:از همه انسانها انتظار میرود که مسایل را درک کنند؟ وقتی درباره مسالهای موضعگیری میکنیم، این حق طرف مقابل است که حرفهایش را به طور کامل شنیده و آن را فهمیده باشیم.
مشایی افزود: او بر اساس تحلیل ذهنی خود و برداشتی که از حرفهای من داشت ، اینگونه تحلیل کرده که مثلا حرفهای من وحدت جهان اسلام را به هم میزند.
وی خطاب به آقای فیروزآبادی گفت: اگر شما چنین فکری داشتید، باید با من در میان میگذاشتید، با من بحث میکردید اما احساس کردید که باید یک حرفهایی بزنید و حرفهایتان را زدید اما این کار شما درست نبود.
مشایی با تاکید بر اینکه اظهاراتش هیچ جا ناقض وحدت نبوده است، ادامه داد : لازم است این نکته را روشن کنم که ملت و دین دو موضوع متفاوت از یکدیگر هستند. اسلام یک دین جهانی و برای همه ملتها است.
** من را تا مرز شرک و کفر بردند
وی با تاکید بر اینکه برخی مسایل مطرح شده پیرامون سخنرانی وی در خصوص مکتب ایرانی و اسلامی، حرفهای او نیست، اظهار داشت: من در این سخنرانی درباره عظمت و نقش تاریخی ملت ایران سخن گفتم؟ از سهم ملت ایران در تاریخ برای توسعه توحید، ادبیات انسانی، عشق و محبت صحبت کردم. اسلام ایرانی و اسلام ایرانیان را اسلام حقیقی و ناب دانستم.
وی با طرح این سوال که چه کسی برای نخستین بار موضوع اسلام ناب را مطرح کرد؟ افزود: امروز همه که امام خمینی (ره) در برابر اسلام آمریکایی، اسلام ناب محمدی را مطرح کردند که منشاء آن در ایران عزیز است.
رییس دفتر رییس جمهور تصریح کرد: اگر امروز از اسلام آمریکایی سخن بگوییم، معلوم است دامن چه کسانی را میگیرد؟ اگر امروز کسی از اسلام آمریکایی سخن به میان آورد، آیا ضد وحدت حرف زده است یا طرفدار وحدت است؟ مشایی در پاسخ به منتقدانش گفت: آیا من زحمات امام را خراب کردم؟ امام با طرح اسلام ناب و اسلام آمریکایی، نجات اسلام و نشر اسلام حقیقی برای جهان را دنبال میکرد بنابراین مکتب ایران، یعنی اسلام ناب، توحید واقعی و مکتب اهل بیت (ع).
مشاور رییس جمهور در ادامه با تاکید بر اینکه تبلیغات وسیعی در دنیا در حال انجام است تا چهره مخدوشی از اسلام به افکار عمومی جهان عرضه شود، اظهار داشت: کوچههای خاکی و پر از آشغال و سنگ و کلوخ، بچههای بدون کفش و لباسهای تیره و خاکی با موهای ژولیده و چهرههای عبوس و نگاههای ناامید، تصویری است که غرب از اسلام به دنیا ارایه میدهد.
مشایی افزود: از آنجا که دنیا ایران را میشناسد، ما باید به دنیا بگوییم که این تصویر درست نیست و به آنها اعلام کنیم که ایران مرکز تمدن عالم و پایه گذار اصلی فرهنگ و تمدن اسلام است و اگر میخواهند اسلام را جست و جو کنند، به ایران بیایند.
رییس دفتر رییس جمهور خاطر نشان کرد: من از عظمت ایران سخن گفتم تا دنیا بداند ملت بزرگ و متمدن ایران با پیشینه تاریخی، اسلام را با عشق پذیرفت نه با لشکر کشی! ایرانیان بزرگ و گوهرشناس بودند که گوهر را پذیرفتند و این مایه عزت برای ایران و اسلام است.
مشایی گفت: اینها، مرا تا مرز شرک و کفر بردند و گفتند که کفر گفته و دین اسلام را کنار گذاشته و دین جدیدی آورده است.
وی خطاب به منتقدانش درباره مکتب ایرانی اظهار داشت: کمی انصاف داشته باشید زیرا انسان انتظار ندارد که کافر چنین اظهاراتی داشته باشد چه رسد به شما که ادعای مسلمانی درجه یک را هم دارید.
** علیه رییس جمهور نمیتوانند اقدام کنند، من را هدف گرفته اند
رییس دفتر رییس جمهور خطاب به کسانی که علیه او جوسازی میکنند گفت: جرات ندارید حرف دلتان را بزنید لذا به من میتازید؟ پشت سر هم جلسه گذاشتید و گفتید که با رییس جمهور نمیشود در افتاد چون از محبوبیت بالایی برخوردار است و از جنس مردم است و مردم رییس جمهور را نادیده نمیگیرند تا ما را انتخاب کنند. آنها گفتهاند چون نمیشود با رییس جمهور در افتاد ، اگر مشایی را بزنیم، خود به خود به رییس جمهور هم ضربه زده ایم.
وی خاطر نشان کرد: این گروه مرتب در حال تبلیغ است که همه کارها دست مشایی است و با این کار به نتیجه دلخواه خود که همان ضربه زدن به مشایی برای ضربه زدن به رییس جمهور است، میرسند.
مشاور رییس جمهور اظهار داشت: آنها تا جایی پیش رفتند که بگویند مشایی رییس جمهور را سحر کرده است؟ برخی از این آقایان که مسوولیت هم دارند، نزد من آمدند و گفتند که پیش از ملاقات با شما به ما توصیه شده که مراقب باشیم زیرا مشایی سحر و جادو میکند.
** سواد معیار و شاخص سنجش ندارد
مشایی به دیدارش با جمعی از خواهران طلبه حوزههای علمیه اشاره کرد و با بیان اینکه یکی از این افراد به او توصیه کرده است که چون سواد ندارد، راجع به پیامبران سخنرانی نکند، اظهار داشت: نمیتوان سواد داشتن یا نداشتن کسی را جز با سخنان وی سنجید. آنها زحمت نقد کردن حرفها را به خود نمیدهند. اگر منطق آنها برای سواد داشتن درست باشد دیگر هیچ کس نباید حرف بزند زیرا اول باید اثبات کند که سواد دارد یا نه!
وی اضافه کرد: باید آدمها حرف بزنند و بعد از آن معلوم شود سواد دارند یا نه. حال اگر کسی براساس معیار آنها خیلی سواد داشت اما حرفهای غلط و انحرافی زد آن وقت چه باید کرد؟
مشاور رییس جمهور با رد این استدلالها اظهار داشت: این استدلال و منطق را جوانان جامعه ما میشنوند و میفهمند.کسی که معتقد است آدمها نباید حرف بزنند، در جامعه خریدار پیدا نمیکند.
وی خطاب به این افراد گفت: موقعیت خود را که امام و انقلاب به شما داده، قدر بشناسید.
** پاسخ مشایی به ادعای برخی سایتها درباره مرتاض ۴۰۰ساله
رییس دفتر رییس جمهور در پاسخ به سوال خبرنگار ایرنا در خصوص انتشار برخی مطالب خلاف واقع علیه وی در پایگاههای خبری گفت: این عده سعی دارند من را ساحر معرفی کنند. میگویند فلانی نزد یک مرتاض ۴۰۰ساله در هند میرود؟ حتی یکی از سایتها که در نوشتن مطلب علیه من تخصص دارد، در این زمینه نوشته بود که آن فرد هندی جز مشایی، هیچ مقامی از دولت ایران را نمی پذیرد! البته من نمیدانم که این سایت مزاج این مرتاض وسن دقیق آن را از کجا فهمیده است؟
رییس دفتر رییس جمهور ادامه داد: نوشتهاند فلانی در یک مسیر به راننده و محافظان گفت که بایستید، پیاده شد، لابه لای درختها رفت بعد از مدتی لا به لای درختها گشت و سپس با حالتی آنچنانی داخل ماشین نشست و گفت که خدمت امام زمان رسیدم و با ایشان گفت و گو کردم.
مشایی افزود: وقتی اینها را شنیدم خوشحال شدم زیرا دشمن به جایی رسیده است که در برابر حرفهای ما مقهور شده و شکست خورده است و خود را ناامید میبیند و اکنون از این شیوه استفاده میکند و میگوید که فلانی اهل سحر و جادو جنبل و مرتاض و اینها است.
وی گفت: حتی یکی از نمایندگان مجلس که آدم خوبی است و تحصیلات دانشگاهی هم دارد ، در زمان حضور من در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از مدیر امور مجلس سازمان پرسیده بود که آیا ماجرای مرتاض ۴۰۰ساله واقعیت دارد؟! مشایی اظهار داشت: وقتی این خبر به من رسید، بسیار ناراحت شدم چون معلوم شد اینها بیگدار به آب نزدهاند و به آدمهایی که زمینه پذیرش این حرفها را دارند، طمع کردهاند و به همین خاطر امروز یک نماینده با تحصیلات دانشگاهی چنین سوالی مطرح میکند!
رییس دفتر رییس جمهور با توضیح اینکه چرا برخی از مخالفانش به وی نسبت سحر و جادو میدهند، اظهار داشت: اینها میگویند چون هرچه علیه مشایی به رییس جمهور میگوییم، احمدی نژاد گوش نمیکند پس مشایی او را جادو کرده و مراد او شده است.
وی افزود: البته چون احمدی نژاد یک شخصیت برجسته اصولگرایی، متدین، در اوج تقوا و مبارزه و عدالت و خدمت هست، نمیتوانند علیه او کاری کنند و هرچه دارند علیه مشایی میگویند اما احمدی نژاد به آنها گفته است که در اشتباه هستند و مشایی مورد اعتماد اوست.
مشایی تاکید کرد: اگر اینها علیه احمدی نژاد سخن بگویند، همه چیز را از دست میدهند زیرا خودشان هم بواسطه احمدی نژاد سر کار هستند وگرنه چه کسی اینها را انتخاب میکرد. اینها مرهون دوره مدیریت احمدی نژاد در شهرداری و دولت نهم هستند.
مشاور رییس جمهور با تاکید بر اینکه اگر احمدی نژاد از جریان اصولگرایی حذف شود چیزی در صحنه نمیماند، اظهار داشت: احمدی نژاد پشتیبان رهبر عزیز در عرصه سیاست و مدیریت کشور است. رهبر معظم انقلاب در نقد منتقدین دولت در یکی از افطارهای ماه رمضان فرمودند: شما که انتقاد میکنید، قبلا امتحان خود را پس داده اید.
رییس دفتر رییس جمهور تاکید کرد: احمدی نژاد در برابر خواستههای ناصحیح و ناصواب آنها تسلیم نمیشود و چون نمیتوانند علیه احمدی نژاد حرف بزنند ، میگویند مشایی او را سحر کرده است.
**من از خودم دفاع نمیکنم از اسلام دفاع میکنم
مشایی، نسبت سحر و جادو دادن به دیگران را روش مخالفان اسلام دانست و گفت:
پیامبر اسلام (ص) هیچگاه نگفت که نگذارید طرف مقابل حرف بزند، گردش جمع نشوید، سراغش نروید چون سحر میکند در حالی که کفار به همه اعضای خانواده و مردم میگفتند گرد خانه محمد(ص) جمع نشوید چون او سحر میکند.
وی افزود: پیامبر آنها را متهم به سحر نمیکرد تا مردم بفهمند آنها چه می گویند و سپس نزد او بیایند تا بدانند چه میگوید. همین آمدنها سبب شد که اسلام را بپذیرند.
مشایی با تاکید بر اینکه باید به صورت منطقی و علمی، سخنان طرف مقابل را نقد کرد، خطاب به تهمت زنندگان گفت: شما چرا اینقدر دستتان در دین خالی است که اگر مشایی سحر میکند، آن را باطل نمیکنید و چرا میترسید؟ یعنی بین شما یکنفر هم پیدا نمیشود بتواند سحر مشایی را باطل کند و احمدی نژاد را از سحر نجات دهد؟ پس در همه این سالها چه کار میکردید چه خواندید؟ چقدر عبادت کردید؟
منبع: پایگاه خبری عنوان
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 12:2 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
احمدی نژاد گفت: بنده نمیدانم شایعاتی که درباره بنده و شرط وشروطی که با رهبری گذاشتم از کجا
سرچشمه می گیرد بنده در دیدار با رهبری در اتاق تنها بودیم وچگونگی پخش این شایعات برایم عجیب است ونمیدانم این حرفها را ازکجا می گویند. احمدی نژاد در ادامه گفت بنده خدمت رهبرانقلاب رسیدم و به ایشان گفتم ...
به گزارش مشرق به نقل از استقامت، دکتر آقاتهرانی شرح ماجرای دیدارش با دکتر احمدی نژاد را اینطور بیان می کند:بنده تازه ازسفر از چین برگشته بودم که مطلع شدم آقای احمدی نژاد درجلسات هیات دولت شرکت نمی کند. بعد ازشرکت در جلسه مجلس تصمیم گرفتم با دکتر احمدی نژاد دیداری داشته باشم آقای لاریجانی به من گفت من با رفتن شما مخالفم وبنده عرض کردم بنده مانعی برای این دیدارنمی بینم .درمقابل آقای لاریجانی اصرار کردند که لااقل استخاره کنید که بنده عرض کردم به نظر من اینجا جای استخاره نیست.
سپس به منزل دکتر رفتم همسر ایشان آیفون راجواب دادند و گفتند دکتر در حال استراحتند بنده از ایشان خواستم به آقای احمدی نژاد بگویند بامن تماس بگیرند.
وقتی به خانه رسیدم دیدم برخی سایتها نوشته اند که احمدی نژاد آقاتهرانی را به منزلش راه نداده است!!
بعد از مدت زمانی دکتر با من تماس گرفت و ازمن خواست به منزل ایشان بروم.
حجت الاسلام آقا تهرانی در ادامه گفت: وقتی به منزل ایشان رسیدم دم درب منزل ایشان پزشک احمدی نژاد را دیدم به من گفت بهتر است با دکتر ملاقات طولانی نکنی چون دکتر ضربان قلبش نامنظم است و فشارش بشدت پایین افتاده است.
بنده عرض کردم دیدارمان کوتاه خواهد بود.
سپس به داخل منزل رفتم وبا احمدی نژاد سر صحبت باز شد.
احمدی نژاد گفت: بنده نمی دانم شایعاتی که درباره من و شرط وشروطی که با رهبری گذاشتم از کجا سرچشمه می گیرد بنده در دیدار با رهبری در اتاق تنها بودیم وچگونگی پخش این شایعات برایم عجیب است ونمیدانم این حرفها را ازکجامی گویند.
احمدی نژاد در ادامه گفت: بنده خدمت رهبرانقلاب رسیدم وبه ایشان گفتم من بافشارهایی که بردولت است به این نتیجه رسیدم که رسیدن به آرمانهایی که در این دولت تصمیم به اجرای آن را داشتیم غیرممکن است .
درادامه حجت الاسلام آقاتهرانی افزود: احمدی نژاد در حالی که گریه می کرد گفت بنده نمی بخشم افراد حزب اللهی ای را که به من تهمت زاویه داشتن با رهبری عزیز انقلاب را می زنند.
درادامه من به احمدی نژاد گفتم طرحی درمجلس است که برخی نمایندگان به دنبال سوال از رئیس جمهورند که احمدی نژاد با روی باز گفت: من از این قضیه استقبال میکنم چرا که در این صورت می توانم درآنجا ناگفته های خودرابیان کنم.
دکتر آقاتهرانی در ادامه افزود: بنده بعد از جلسه به مجلس رفتم نمایندگان بسیاری به سراغم آمدندو جویای خبر دیدار من با احمدی نژاد شدند
پس از اظهارات من درمورد آنچه دکترگ فته بود عده ای ازنمایندگان باز ادعای زاویه داشتن احمدی نژاد با رهبری را مطرح کردند که بنده به آنها گفتم آیا می توانید دست روی قرآن بگذارید وادعای خود را تکرار کنید که همه آنها یکه خوردند....
توضیح مجلس:
اداره اخبار مجلس شورای اسلامی با ارسال نمابری به مشرق اعلام کرد: حسن زمانی مشاور رئیس مجلس شورای اسلامی سخنان مرتضی آقاتهرانی نماینده مردم تهران درباره مانع شدن رئیس مجلس از دیدار این نماینده با رئیس جمهور را تکذیب کرد و گفت: مطالب منتشر شده به نقل از نماینده تهران در برخی رسانه ها از اساس کذب است و صحت ندارد.
منبع : سایت خبری تحلیلی مشرق
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 23:56 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
نگاهی به تیتر برخی روزنامههای روز 4 اردیبهشت
رهبر فرزانه انقلاب فرمودند: متأسفانه برخوردی كه برخی روزنامهها با این سخنان كردند، بهجای القای آرامش در كشور، القای دوگانگی و دعوا را میکرد.
به گزاش خبرنگار سیاسی برنا، سخنان گوهربار رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار با مردم استان فارس نقطه عطفی در القای آرامش به فضای ملتهب ایجاد شده توسط برخی جریانها و رسانهها در چند روز اخیر بود.
حضرت آیتالله العظمی خامنهای در این دیدار ضمن تبیین شرایط کنونی و توصیه مسوولان به حفظ وحدت، انسجام، کار و تلاش بی وقفه، قوای سه گانه و دولت را حقا و انصافا مشغول کار و تلاش خواندند.
رهبر فرزانه انقلاب با تأکید بر اینکه اعضای دولت و شخص رییسجمهور حقا و انصافا مشغول خدمت هستند، خاطرنشان کردند: ملت و رهبری همواره از خط خدمت و از خط کار حمایت می کنند و ملاک هم اشخاص نیستند، بلکه ملاک اصلی کار و خدمت است.
ایشان با اشاره به قضایای چند روز اخیر درباره وزارت اطلاعات فرمودند: تبلیغات رسانههای بیگانه را درباره این قضایا که اهمیتی هم ندارد، ببینند که چه جنجالی به راه انداختهاند و در تحلیلهای خود میگویند در جمهوری اسلامی ایران شکاف و حاکمیت دوگانه به وجود آمده و رییس جمهور حرف رهبری را گوش نکرده است.
این سخنان رهبری و مورد تأکید قرار دادن خدمت قوای سه گانه و به ویژه دولت و شخص رییس جمهور نشان دهنده اوج رضایت ایشان از فضای کار و تلاش ایجاد شده در دولتهای نهم و دهم است.
رهبری ماجرای وزارت اطلاعات را مصلحتی دانستند که از آن غفلت شده بود و رهبری نیز در این ماجرا ورود کردند.
سخنان ایشان به گونهای مطرح شد که ماجرای وزارت اطلاعات و اعلام نظر رهبری موضوعی عادی در نظام جمهوری اسلامی است و نباید با حاشیهسازی بر روی این مسأله فضای جامعه را به مسایل پوچ و بگومگوها درگیر کرد.
ایشان همچنین فرمودند: تا زمانیکه من زنده هستم و مسوولیت دارم، نمیگذارم حرکت عظیم ملت ایران بهسوی آرمان ها، ذره ای منحرف شود.
اما متأسفانه بعد از سخنان آرامش بخش ایشان برخی سایتها، خبرگزاریها و روزنامههای داخلی به گونهای سخنان رهبر فرزانه انقلاب را منتشر کردند که گویی بیانات ایشان درباره جلوگیری از انحراف در آرمانهای ملت ایران، مربوط به ماجرای وزارت اطلاعات است.
این نوع پرداختن به سخنان و انتخاب تیتر "تا زنده هستم نخواهم گذاشت انحرافی در حرکت ملت ایران ایجاد شود" بدون اشاره به مابقی گفتارهای معظمله درباره خدمات دولت و رییس جمهور، این احساس را در مخاطب ایجاد می کرد که فرمایشات رهبر حکیم انقلاب درباره ماجرای وزارت اطلاعات است.
در ذیل تیتر برخی از روزنامهها را در این باره مرور میکنیم:
کیهان: رهبر انقلاب: تا زنده هستم اجازه انحراف نخواهم داد
همشهری: تا زنده ام نمی گذارم حرکت ملت منحرف شود
اطلاعات: رهبری تا زنده است نخواهد گذاشت در حرکت ملت ایران انحراف ایجاد شود
جمهوری اسلامی: تیتر اصلی؛ هرجا که رهبری احساس کند از مصلحت بزرگی غفلت میشود وارد خواهد شد
(این روزنامه در میان تیترهای خود نیز اشاره به بیانات رهبری درباره خدمات دولت نکرد)
ایران: دولت و رییسجمهور حقا و انصافا خدمت می کنند
قدس: هرجا احساس کنم از مصلحتی بزرگ غفلت میشود وارد خواهم شد
جهان اقتصاد: من تا زنده هستم نخواهم گذاشت حرکت ملت منحرف شود
شرق: نخواهم گذاشت حرکت عظیم ملت ایران به سوی آرمانها ذرهای منحرف شود
حمایت: تیتر اصلی؛ توصیههای مهم رهبری به دلسوزان نظام
تیتر دوم؛ نخواهم گذاشت حرکت ملت منحرف شود
کارو کارگر و خراسان: تا من زنده هستم نخواهم گذاشت حرکت ملت ایران به سوی آرمانها ذرهای منحرف شود
آرمان روابط عمومی، فرهیختگان، تهران امروز، عصر اقتصاد، سیاست روز، ابرار، فرهنگ آشتی، همبستگی، اسرار : تا من زنده هستم نخواهم گذاشت حرکت ملت منحرف شود
ابتکار: تا زندهام نمیگذارم حرکت ملت منحرف شود
رسالت: نخواهم گذاشت حرکت ملت منحرف شود
جام جم: قوای سه گانه به ویژه دولت انصافا در حال تلاشند
جوان: تیتر:تا زنده هستم نمی گذارم در حرکت ملت انحراف ایجاد شود
زیر تیتر:اعضای دولت و شخص رییسجمهور حقا و انصافا مشغول خدمت در کشور هستند
این روزنامهها در زیر تیتر و میان تیترهای خود نیز هیچ اشارهای به حمایتهای رهبر فرزانه انقلاب از تلاشها و زحمات شبانه روزی دولت و شخص رییس جمهور نکردند.
رهبر فرزانه انقلاب در دیدار شب گذشته خود با مسوولان نیروی انتظامی، از این فضاسازی رسانهای و جلوه دادن سخنان ایشان به گونهای که به جای ایجاد آرامش، فضای دوگانگی و دعوا را نشان میداد، انتقاد کردند.
معظم له فرمودند: نباید به گونهای صحبت شود و یا مطلبی نوشته شود که القای تنش و درگیری در جامعه باشد و این موضوع خلاف شرایط کنونی کشور است.
این حرکت برخی از روزنامهها در کنار انتشار برخی مطالب اختلافانگیز در صفحات آنها که رهبر فرزانه انقلاب نیز از آن انتقاد کردند، نشان دهنده ایجاد جریانی برای مقابله با دولت و خدمات آن است که حتی به رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب نیز توجهی نمیکنند.
رهبر حکیم انقلاب اسلامی با اشاره به تلاش رسانههای بیگانه برای بزرگ نمایی برخی اختلاف نظرها تأکید کردند: نباید از گفتهها و یا نوشتههای ما برداشت اختلاف شود و اگر اختلاف نظری است، نباید جلوی مردم اخم کرد و بهانه به دست رسانههای بیگانه داد.
در همین حال برخی سایتهای خبری مدعی اصولگرایی و وابسته به جریانات خاص با نادیده گرفتن اقدامات خود طی روزهای گذشته در القای دوگانگی و دعوا به نوعی تلاش کرده اند تا به جای پیگیری خط حمایت واقعی از شخص رییس جمهور و دولت تنها با ارائه مطالب شعار گونه به قول خود در جهت حفظ وحدت مسئولین و وفاق جریان اصولگرایی واقعی قدم بردارند.
جالب اینکه این سایت ها در پایان بیانیه های شعار گونه خود تأکید دارند که در راستای افشای جریان منحرف و منافق قدم بر می دارند، اما سؤال این است که چنین سایت هایی اصولا با چه ملاک و معیار به شناسایی جریانات منحرف و منافق می پردازد و آیا تنها به خاطر رقابت های تنگا تنگ انتخاباتی می توان تهمت انحراف و نفاق به رقیب زد.
برنا قضاوت در مورد اینکه روی انتقاد رهبر فرزانه انقلاب با کدام رسانه ها است را به مخاطبان واگذار میکند.
منبع
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 23:53 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
... نگذاريد شكاف به وجود بيايد. نگذاريد آنچه را كه دشمن در تبليغات و در خباثتهاى سياسى و تفتينهاى سياسى ميخواهد در مورد كشور ما انجام بدهد، انجام دهد.
شما ببينيد در همين پنج شش روز گذشته سر يك قضيهاى كه آنچنان هم از اهميت بالائى برخوردار نبود - سر مسئلهى اطلاعات و امثال اينها - چه جنجالى در دنيا راه انداختند. تحليلها را بردند به اين سمت كه بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شكاف ايجاد شده است، حاكميت دوگانه شده است، رئيس جمهور حرف رهبرى را گوش نكرده است! دستگاههاى تبليغاتىِ خودشان را از اين حرفهاى سست و بىپايه پر كردند. ببينيد چطور منتظر بهانهاند. ببينيد چطور مثل گرگ در كمين نشستهاند كه يك بهانهاى پيدا كنند، هر جور ميتوانند، حمله كنند. ميدانند كه دولت مشغول تلاش و فعاليت و خدمت است. خب، واقعاً در كشور دارد خدمت انجام ميگيرد. هر جا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبرى طرفدار است. ما كه راجع به شخص قضاوت نميكنيم؛ ما كار را، خط را، جهتگيرى را ملاك و معيار قرار ميدهيم. آنجائى كه كار و خدمت و تلاش هست، حمايت ما هست، حمايت مردم هست. و بحمداللَّه امروز كار دارد انجام ميگيرد. مسئولين دولتى هم حقاً و انصافاً دارند تلاش ميكنند؛ هم اعضاى دولت، هم بخصوص خود رئيس جمهور. اينها شب و روز ندارند؛ من مىبينم، من از نزديك شاهدم. اينها دائم مشغول كارند، مشغول خدمت و تلاشند. خب، اينها براى كشور خيلى باارزش است. بندهى حقير هم طبق اصول بنا ندارم در كارها و تصميمهاى دولت وارد شوم. خب، مسئوليتها در قانون اساسى مشخص است؛ هر كس مسئوليتى دارد؛ مگر آنجائى كه احساس كنم يك مصلحتى دارد تفويت ميشود؛ مثل اينكه در همين قضيهى اخير اينجورى بود؛ انسان احساس ميكند يك مصلحت بزرگى دارد مورد غفلت قرار ميگيرد، تفويت ميشود؛ خب، انسان وارد ميشود كه جلوى اين تفويت مصلحت را بگيرد. اين، مسئلهى مهمى نيست، نظائرش هم اتفاق مىافتد؛ اما مخالفين، دشمنان بيرونى، تريبوندارهاى بينالمللى، بوقهاى تبليغاتى، از همين مسئله استفاده ميكنند براى اينكه فضاى تبليغاتى را شلوغ كنند.
عرض من به عناصر داخلى، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانى كه در داخل با مسائل تبليغاتى سر و كار دارند، اين است كه سعى كنند به اين آشفتگى كمك نكنند. اين كه تحليل بگذارند، يكى از آن طرف، يكى از اين طرف، اين عليه آن، آن عليه اين، براى هيچ و پوچ، چه لزومى دارد؟ نه، دستگاه بحمداللَّه دستگاه مقتدرى است، مسئولين مشغول كارشان هستند، رهبرى هم كه بندهى حقير هستم با همهى حقارت، خداى متعال كمك كرده، ما در مواضع صحيحِ خودمان محكم ايستادهايم. تا من زنده هستم، تا من مسئوليت دارم، به حول و قوهى الهى نخواهم گذاشت اين حركت عظيم ملت به سوى آرمانها ذرهاى منحرف شود. تا مردم عزيزمان اينجور با شور، با شعور، با بصيرت، با عزم راسخ در ميدان هستند، لطف الهى شامل است؛ اين را بدانيد. تا ما توى ميدان هستيم، سايهى لطف الهى هست. ماها - من يك جور، شما يك جور، آن ديگرى يك جور، چهارمى يك جور - اگر سراغ مسائل شخصى خودمان برويم و اهداف را فراموش كنيم، البته كمك الهى هم كم خواهد شد. ...
جهت مطالعه کامل بیانات از سایت رهبری کلیک کنید
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 23:48 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
|
انصافا احمدی نژاد بود که نام امام زمان و حضرت زهرا را در محافل بین المللی احیا کرده است
من واقعا نفهمیدم که اینها حقیقتا دنبال اینند که حالا یک چیزی را در مقابل اسلام علم کنند. البته بدم می آید از این کاری که می کنند....آقای احمدی نژاد واقعا نمی خواهد ایران را مقابل اسلام و برتر از آن قرار دهد، چرا که هیچ رییس جمهوری به اندازه ی او از اسلام و آرمانها و ارزش های اسلامی در سازمان ملل سخن نگفته.... |
| |
|
نهال نیوز: بعد از آنکه انواع توطئه ها و سنگ اندازی ها و اتهام زدن ها به دولت نهم و عملکرد دکتر احمدی نژاد، کار گر نیفتاد و ایشان در خرداد٨٨ با رای ٢۵ میلیونی مردم به ریاست جمهوری انتخاب گردید، فاز فتنه که مدتها بود مقدمات آن از سوی برخی دشمنان انقلاب، فراهم شده بود، با همراهی برخی عناصر ظاهرا موجه کلید خورد و شد آنچه همگان شاهد بودیم...
پس از لطف الهی و درایت رهبری و حضور در صحنه ی مردم و شکست سنگین جریان فتنه، فاز بعدی دشمنان، کار روی برخی از حامیان دولت اعم از نخبگان، رسانه ها و القای عدم تبعیت این دولت از رهبری معظم انقلاب و اصرار بر کم توجهی دولت به مبانی دینی و انقلابی در بین آنان بود!
به عبارت بهتر، بدخواهان سعی کردند با واژه ها و ادبیاتی مشابه جریان انقلابی و ولایتمدار سخن بگویند و البته با کمال تاسف، این سخنان و اتهامات خود را تکرار و بزرگنمایی از زبان برخی افراد و بعضا رسانه های خودی نیز می شنیدند.
اما بتازگی و در جریان مجدد اعضای محترم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با امام خامنه ای، معظم له پس از استماع سخنان و نکات مطرح شده از سوی این عزیزان، نکات بسیار مهمی را در مورد دولت بیان فرموده اند که توجه شما را به آن جلب نموده و امیدواریم دقت در واژه ها و تعبیر بکار رفته توسط ولی امر مسلمین، بتواند بسیاری از شبهات و مسائل موجود را برای اهل انصاف، روشن سازد. هر چند که مفاد این دیدار نیز از سوی صدا و سیما پخش نشد و برخی از مدعیان ولایتمداری، با سانسور خبری و یا کم لطفی نسبت به آن رفتار کردند...
متن بیانات منتشر نشده رهبری بدین شرح است:
*القای حاکمیت دوگانه در کشور در گذشته:
یک روزی توی این کشور تلاش می شد-هم شعار داده شد، هم عملا تلاش شد- که حاکمیت دوگانه درست کنند، یعنی واقعا برای این کار بنا کردند سرمایه گذاری کردند...
این معنایش این بود که منزله ی رهبری و ولایت فقیه و این حرف هایی که ماها داریم و انقلاب از اول داشته،اینها را از جایگاه تعیین کنندگی و فصل الخطاب بودن کنار بیندازند و برایش رقیب درست کنند...
*در دولت نهم و دهم، حاکمیت یگانه است:
در دولت نهم و دهم- از وقتی که آقای احمدی نژاد آمده-بحث حاکمیت دوگانه نیست، حاکمیت یگانه است، یعنی دولت و رهبری و تشکیلات در امتداد یک خط قرار دارند، این من جازما و قاطعا به شما عرض می کنم. ...
*جهت گیری این دولت، درست است:
البته معنایش این نیست که اختلاف نظری وجود ندارد، یا فلان مسئول دولتی یا رییس جمهور در نظرات و افکارشان نقاط اشتباهی ندارند، چرا از این قبیل هست، همیشه بوده، باز هم هست... یک وقت آدم به یک نظر قطعی می رسد، اما غالبا من به نظر قطعی و جازم نمی رسم، چون در این قضیه من صاحبنظر نیستم، لذا دخالت نمی کنم. در بعضی قضایا چرا ، اطلاعات دارم، جازمم، می فهمم خطایی وجود دارد، لذا جلویش را می گیرمو نمی گذارم انجام بگیرد، امام سیاست کلی، سیاست کلی هم جهتی است... این دولت جهتگیری اش جهت گیری درستی است.
*مساله مکتب ایرانی:
همین مساله ی ایرانی گری و اینها که اشاره شد، من واقعا نفهمیدم که اینها حقیقتا دنبال اینند که حالا یک چیزی را در مقابل اسلام علم کنند. البته بدم می آید از این کاری که می کنند... اما اینکه اینها واقعا می خواهند یک مکتب ایرانی در مقابل مکتب اسلام علم کنند، من واقعا این را نمی فهمم. با ملاحظه ی قرائن گوناگون در کارهای اینها ، این به دست نمی آید... آقای احمدی نژاد واقعا نمی خواهد ایران را مقابل اسلام و برتر از آن قرار دهد، چرا که هیچ رییس جمهوری به اندازه ی او از اسلام و آرمانها و ارزش های اسلامی در سازمان ملل سخن نگفته و بنده با آنکه همواره به مسئولان انتقاد کرده ام، اما انصافا او بوده است که نام امام زمان و حضرت زهرا را در محافل بین المللی احیا کرده است...
*موضوع حجاب و نقش دولت در آن:
من این مطلب را-که دولت نسبت به حجاب فقهی بی توجهند-قبول ندارم. مسئولان امروز، همه حجاب فقهی را قبول دارند، ولی اختلاف سلیقه در تاکتیک هاست...
فرضا دختری که حجاب کاملی ندارد اما شب قدر یا در مجلس دعای کمیل شرکت و به درگاه خدا تضرع می کند و یا در راهپیمایی ٢٢ بهمن تصویر امام را می گیرد، نمی توان گفت که بی دین است، بلکه نمی داند حجاب اسلامی چیسا که باید او را توجیه کرد. باید در باب حجاب، کتاب نوشت و از طریق مختلف مانند فیلم های تلویزیونی، حجاب را تبیین و افراد ناآگاه را ارشاد کرد.
*رضایت عمیق از سیاست خارجی:
الان اگر رهبری چیزی بگوید، رییس جمهور می پذیرد و به آن عمل می کند، امروز وقتی رییس جمهور یا مسئول ارشدی از دولت به خارج از کشور می رود، من نگرانی ندارم، اما قبلا نگران بودم که مسئولان در خارج از کشور می خواهند چه بگویند؟ الان رییس جمهور با هر کسی در دنیا ملاقات کند و حرف بزند، من از حرف زدن او نگران نیستم، اطلاع هم ندارم، اما نگران نیستم. می دانم که خلاف جهت انقلاب و سیاست کلی نظام، مطلبی گفته نخواهد شد، مطلبی پیش نخواهد رفت، و لو حالا به لحاظ تعارف، دو کلمه هم یک چیزی بگویندچ اما کاری پیش نخواهد رفت. این را خاطرم جمع است...
*نصیحت کنید، اما مواظب دشمن باشید:
من اعتقاد به نصح دارم. یعنی واقعا معتقدم اگر جامعه ی مدرسین، یک مواردی اشتباهی می بیند، ملاحظه رفاقت و دوستی را نکنند، نصیحت کنند، منتها مراقب باشند که یک جهت گیری عامی برای زمین زدن دولتی که حالا نسبت به شعارهای انقلاب وفادار است، نسبت به رهبری اظهار اطاعت می کند و چه و چه، ایجاد نشود، به آن حرکت کمک نشود. عرض ما این است. یک جوری نصیحت کنید که آن کسانی که قصد ریشه کنی دارند، نتوانند استفاده کنند ولی خوب نصیحت کنید، پیغام بدهید، کاغذ بنویسید، اگر یک جایی واقعا دیدید ضرورت دارد، اعلام هم بشود. اعلام عمومی در مواقع ضروری ایرادی ندارد، اما باید مراقبت بشود، این جور نیست که حالا انسان هر اعتراضی دارد مصلحت باشد که این را علنی و عمومی کند...
منبع:نهال نیوز |
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 14:11 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
سال ها دل طلب جام جم از ما میکرد / وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
راز سلامتی باز گشت به منبع اصلی سلامت یعنی دستورات خداوند متعال و فرستادگانش و حکماست و بس.
اگر به سلامتی خود و دیگران علاقمند هستید بشتابید و برای رضای خدا حداقل یک خط از متن زیر را مطالعه بفرمایید:
آیا می دانید که کره های گیاهی بازیافت فاضلاب های شهری اروپاییان است؟؟ و آن کره ای که رسول خدا برای پایین آمدن چربی سفارش به خوردن آن می نمایند از ماست تهیه می شود!!
آیا می دانید که حتی یک دانه انگور هم وارد کارخانه های سرکه نمی شود و سرکه های موجود در بازار فقط و فقط طعم سرکه را دارند و آ یا می دانید چقدر مضر است؟؟ و آیا می دانیدسرکه ی مورد تایید اسلام و حکمای ما از انگور تهیه می شود ومنافع بسیاری برای بدن دارد ؟!!
آیا می دانید که ظروف موجود در بازار اکثرا آلومینیومی و استیل و ... هستند که سرطان زا هستند؟؟ و ظروف مورد تایید حکمای ما مسی و برنجی و ... بوده است که فواید بسیار بسیاری برای بدن دارند!!
آیا می دانید به فرموده ی ائمه و حکمای مسلمان ما خوردن شیر با میوه و خوردن ماست با گوشت باعث فساد معده می شود؟؟ تاکنون شیر موز و ماست و گوشت میل فرموده اید؟!
آیا می دانید عطر و ادکلن های موجود در بازار حتی رنگ گل را هم نمی بینند و شیمیایی بوده و بسیار بسیار برای سلامتی مضر است؟؟ و آیا می دانید فلسفه ی بوجود آمدن عطر و ادکلن عدم نظافت و عدم و عدم دوری از نجاسات در کشور های به اصطلاح پیشرفته بوده است و آیا فلسفه ی وجود گلاب در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما را می دانید؟!
آیا تا بحال با داروی شیمیایی درمان کامل شده اید و آیا عوارض دارو های شیمیایی را می دانید؟؟ آیا با دارو های گیاهی در فرهنگ ایرانی اسلامی ما آشنایید؟!
آیا می دانید به مزرعه های چای های موجود در بازار حتی الاغ ها هم حمله نمی کنند و این چای ها ۴۰ سال از عمر شما کاهیده اند؟؟ و آیا می دانید که ما چند نوع چای گیاهی مفید در فرهنگ ایرانی اسلامی خود داشته ایم ؟!
آیا می دانید گوجه فرنگی گیاهی سمی است که فرنگی ها به صورت ژنتیکی سم آن را خفیف نموده اند و در تمام غذا ها ما از آن استفاده می کنیم و آیا می دانید ما ۲۰ نوع رب داشت ایم که الان فقط از رب گوجه فرنگی استفاده می کنیم؟!
آیا می دانید در نوشابه ها گاز کربن دی اکسید وجود دارد و آیا مضرات آن را می دانید و آیا می دانید که به کدام قسمت های بدن صدمه می زند؟؟ و آیا می دانید که اسلام ورود گاز کربن دی اکسید به بدن را حتی در حد فوت کردن به غذا مکروه دانسته است؟!
آیا می دانید این روغن های صنعتی روغن سرد بوده و آیا می دانید روغن سرد یعنی چه و آیا می دانید روغن سرد برای ماشین آلات استفاده می شود نه بدن انسان و آیا مضرات آن را می دانید و آیا می دانید که کبد بالاترین دمای بدن را دارد و آیا می دانید برای روغن سرد در دمای زیاد چه اتفاقی می افتد و آیا علت سکته ها را می دانید؟؟ و آیا می دانید روغن مورد تایید حکمای ما روغن گرم یعنی روغن کنجد و زیتون و .. است؟!
آیا می دانید ید موجود در نمک امروزه مصنوعی بوده و آیا می دانید که هر چیز مصنوعی باالاجبار جذب بدن می شود و دفع نمی شود؟؟و آیا می دانید که نمک چقدر مورد تایید ائمه و حکمای ما بوده است و پزشکان امروز نهی از خوردن آن می کنند؟!
آیا می دانید که در قدیم الایام ایرانی های مسلمان برای نگهداری غذا ها بدون برق و مواد نگهدارنده چه می کرده اند؟!
آیا می دانید بهداشت در نزد ما ایرانیان مسلمان مجموعه دستوراتی برای سلامتی بوده است و آیا می دانید از چند هزار سال پیش حکمای ما به این موضوع توجه جدی داشته اند؟؟ و آیا میدانید که مثلا در ظرف برنزی (برنجی) سیاه شده آب خوردن عین بهداشت است ولی در ظرف استیلی که حتی استریل شده است بسیار مضر است؟!!! و آیا می دانید مایع های ظرف شویی و دست شویی و لباس شویی چقدر برای سلامتی مضر است؟؟!! و آیا براستی ایرانیان مسلمان قبل از ساخته شدن این مواد توسط فرنگی ها در کثافت خود غوطه ور بودند ؟؟!!
آیا میدانید گذشتگان واجداد مسلمان ایرانی ما چه میراث عظیمی در رابطه با تغذیه طب و بهداشت به یادگار گذاشته اند و ما دست گدایی به سوی فرنگیان داریم؟!!!!!!!!!!!!و آیا میدانید تاریخ صد سال پیش فرنگیان را و آیا می دانید زندگانی حیوانی آن ها تا قبل از قرون وسطا را؟؟!!!!
آیا می دانید عمر ما ایرانیان مسلمان ۳۰۰ و اندی سال بوده است و به نظر شما اگر قرار است ما در ۴۰ یا ۵۰ سالگی بمیریم چرا اسلام کمال معنوی انسان را ۴۰سالگی برشمرده است؟!!
هر کی دوست داره توطئه های صهیونیسم در راستای نابودی تغذیه جهان را خنثی کنه بسم الله...
هر کی دوست داره بیشتر از ۴۰-۵۰ سالی -که صهیونیست ها برامون تعیین کردن- عمر کنه بسم الله...
هر کی به مسلمان بودن و ایرانی بودن و علم و تمدن اسلامی ایرانیش افتخار می کنه بسم الله...
هرکی دوست داره بدونه که تغذیه و بهداشت مورد تایید و سفارش ائمه ی معصوم (علیهم السلام ) و حکمای مسلمان و ایرانی ما چه بوده است بسم الله...
مطمئن باشین پشیمون نمی شین
دکتر روازاده واقعا حرف برای گفتن داره خدا حفظش کنه
مجموعه ای از سخنرانی های دکتر روازاده در مورد طب اسلامی در سایت یاسین مدیا
سینای سلامت (سایت دکتر روازاده)
دانلود سخنرانی های دکتر از سایت سینای سلامت
مطمئن بودم با خواندن خط اول تا آخر همراه هستید یا علی خدا نگهدار
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 1:18 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
عزیزان متن زیر خلاصه است و بعضی قسمت ها در مورد اکبر هاشمی رفسنجانی و ... حذف شده است لطفا برای دانلود سخنرانی و یا متن کامل روی پیوند زیر کلیک کنید:
http://moshkan.com/modules.php?name=News&file=article&sid=1106
نرم افزار مخابراتی مهدی هاشمی رفسنجانی چه بود ؟/ اتاق جنگ مهدی هاشمی رفسنجانی/ جلسات ۱۰ ساله میرحسین موسوی/ جزوه زیست مسلمانی میرحسین چیست ؟/ دروغ هاشمی به خاتمی............
به گزارش نهال نیوز اخیرا سی دی روشنگرانه ای با عنوان افشاگری یکی از مسئولین امنیتی با نام مستعار مشفق در کشور پخش شده است که حاوی مطالب تکان دهنده ای درمورد حوادث پس از انتخابات است.گفتنی است این افشاگری در مشهد انجام شده است.
نهال نیوز قستمهای مهم متن این فایل صوتی را در اختیار کاربران قرار میدهد:
مجمع روحانیون مبارز ، حزب مشارکت ، حزب کارگزان سازندگی ، حزب همبستگی ، حزب مردمسالاری ، احزابی هستند که از بین ۲۶- ۲۷ حزب جریان اصلاحات ، پنهانی و بدون آنکه احزاب دیگر خبر داشته باشند در آن ۸ سال ، دولت خاتمی را اینها اداره می کردند . آن چیزی که در عرصه های مختلف سیاسی - اجتماعی - فرهنگی - سیاست خارجی - مذهبی و ... و آن هجمه هایی که در دولت خاتمی برعلیه انقلاب و دین مشاهده کردید محصول آن تفکراتی بود که در این گروه جی ۷ تصمیمگیری می شد .
بنده به عنوان ۱ مسئول امنیتی کشور عرض می کنم تمام آن اتفاقاتی که خاتمی می گفت هر ۹ روز ۱ بحرانی امنیتی برای من درست کردند از درون همین جلسات خودشان طراحی می شد و به اجرا در می آمد . موضوع آقای سعید اسلامی ، ترور حجاریان و اتفاقات دیگری ، که در ان دوران در کشور ایجاد می شد ، محصول همین جلسات بود .
در جلسات جی ۷ برای شوراها طراحی شد که در دولت اصولگرا بتوانند شوراها را سکویی برای انتخابات مجلس و سپس انتخابات ریاست جمهوری بسازنند . در انتخابات شوراها علیرغم تمام تلاشی که انجام دادند دچار ۱ شکست اساسی شدند . در سراسر کشور تلاش شدیدی انجام دادند اما نتوانستند کرسیهای قابل توجهی را در اختیار بگیرند . در اینجا بود که اتاق فکر جریان اصلاحات احساس شکست کرد اما تمام هم و غمش را برای این گذاشت که بتواند در انتخابات مجلس به پیروزی برسد . در آن انتخابات لیستی به نام یاران خاتمی دادند و از اسم میرحسین استفاده کردند .
همچنین در آستانه ی انتخابات مجلس نیز اتفاقی در کشور افتاد و در جریان کارهای تبلیغاتی نامزدها ، ۱ سایت تحت عنوان نوسازی با مدیریت یکی از بچه ها حزب اللهیها مطلبی نوشت با این مضمون که آقای سید حسن لپ گلیه ، بی ام سواره و مطالبی از این دست برعلیه سید حسن . این آقای نوبختی که مسئول این سایت بود تو زیرزمین منزلش و به اتفاق یک ۲ تا از جوونای هم سن و سال خودش ، که دیپلم هم به زور گرفتن ، نه دوران انقلاب ، امام (ره) و نه دفاع مقدس رو درک کردند ، تحت تاثیر جوسازی ، این اقدام رو انجام دادند . راجع به این موضوع آقای توسلی در مجمع تشخیص مصلحت سخنرانی کرد ، اشک ریخت ، سکته کرد و فوت نمود . این اتفاق ۱ پیراهن عثمان اساسی برای اطلاح طلبان به وجود آمد رسانه های دشمن ، چه از خارج و چه از داخل ، دست به دست هم دادند و ۱ فضای سنگین روانی را در جامعه دامن زدند که ملت چه نشسته اید که به بیت امام (ره) هجمه شد ، به آرمانهای امام (ره) اهانت شد و ... و تمام این بار روی دوش اصولگراها گذاشتند .
ما مجبور شدیم آقای نوبختی را بازداشت کنیم و در بازجوییهایی ، که خود من انجام دادم ، به ایشان گفتم که شما با توجه به سن و سالت و سطح سوادت و با توجه به اینکه هیچکدام از شرایط حساس کشور رو درک نکردی ، چه جوری به این جمع بندی رسیدی که ۱ چنین اقداماتی را انجام بدهی ؟ ایشان جمع بندی اش این بود که ما به این نتیجه رسیدیم که سید حسن خیز برداشته است برای رهبری آینده ، از همین الآن خواستیم بزنیمش که دیگه برای بعد هوا و هوسی نکنه .
خوب به چه استدلالی تو به این نتیجه رسیدی ؟! بعد از بررسیها مشخص شد که این بچه ساده ، از چند ماه قبلش طی چند نوبت رفته خدمت تاج زاده ، و تاج زاده حرکتهای روانی سنگینی رو ایشون انجام داده و خوراک ذهنی رو تاج زاده برای این بنده خدا فراهم کرده و این ، برگفته از همون ذهنیت و تحلیل ضعیف این موضوع رو میاره روی سایت خودش قرار می ده . یعنی باز هم این اقدام از درون جریان اصلاحات شکل می گیره .
تاج زاده استاد جنگ روانی است و در حوزه ی جنگ روانی در مجموعه ی اصلاح طلبها ، تنها کسی که می تونه اقدامات روانی رو به صورت دقیق انجام بده ، چه سینه به سینه و چه به صورت عمومی در سطح جامعه ، همین تاج زاده است . این اقدامات ایشون باعث ۱ همچنین اقدام کثیفی شد که اصلاح طلبا بتونن با به دست گرفتن این پیراهن عثمان سوار افکار عمومی جامعه بشن تا بتونن برای انتخابات مجلس به پیروزی برسند .
نظام هم در سال ۸۰ برای اینها فرصت به وجود آورده بود ، در سراسر کشور ۱۸۰ نفر از اونها از فیلترهای نظارتی عبور کرده بودند و می توانستند در ۱ رقابت منطقی به مجلس راه پیدا کنند . علیرغم تمام اقداماتی ، که انجام دادند و من فقط به یکی ۲ مورد از آنها اشاره کردم ، ۱ حداقل ضعیف رو تو مجلس شکل دادند .
این اتاق فکر دچار شکست شد و بین احزاب اصلاح طلب درگیری ایجاد شد و هرکدام شکست رو بر گردن دیگری می انداختند . کار به جایی رسید که اصلاح طلبها گفتند این گروه جی ۷ دیگر صلاحیت پرچمداری اصلاحات رو نداره و باید فکر اساسی برای اون بکنیم و الا در انتخابات ریاست جمهوری قافیه رو خواهیم باخت .
در جلسات اساسی آنها ، آخرین جمع بندیشان به اینجا رسید که ما نیاز به ۱ پدر معنوی داریم . اصلاحات نیاز به ۱ پدر معنوی دارد . پس از بررسیها به این نتیجه رسیدند که موسوی خویینی ها مصداق خوبی برای این گزینه می باشد .
لذا مرکز تصمیمگیری اصلاحات برای انتخابات ریاست جمهوری دهم از گروهی جی ۷ به مجمع روحانیون منتقل شد . مجمع روحانیون مرکز راهبردسازی ، تولید فکر و اتخاذ استراتژیهای مهم اصلاحات شد و بقیه احزاب و جریانهای سیاسی باید تحت لوای موسوی خویینی ها به فعالیت خودشون ادامه می دادند .
خوب ، موسوی خویینی ها چه شخصیتی است ؟ در آن موقع خیلی از دوستان از این انتقال خوشحال شدند و می گفتند که الحمدالله مرکز فکر اصلاح طلبها به دست مجمع روحانیون افتاد ؛ چون مشارکتی ها و کارگزاران و ... آدمای رادیکال و تندی بودند اما مجمع روحانیون آدمای انقلابی هستند که با امام (ره) بودند و تو اینجا دیگر ما شاهد آن اقدامات ضدانقلابی و ضدامامی و رادیکالی نخواهیم بود .
همان موقع اولین هشدارها را خدمت برخی از دوستان و برخی از مسئولان اعلام کردیم که از این به بعد کشور درگیر یکسری اقدامات امنیتی خواهد شد ؛ به دلیل عقبه ای که ما از موسوی خویینی ها سراغ داشتیم .
موسوی خویینی ها در جریان انقلاب ، از ابتدا تاکنون ، تمام اقداماتش مشکوک می باشد . ایشان ، براساس اسناد و مدارکی که ما در اختیار داریم ، بی شک مرتبط با سرویسهای جاسوسی بیگانه می باشد . نقش موسوی خویینی ها در تسخیر لانه ی جاسوسی حایز اهمیت و بررسی می باشد .
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 21:18 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
بسم الله الرحمن الرحيم
با عرض سلام
بنده بسیار علاقه مند به ورود به بحث ها و اظهار نظر و در مورد کلیه ی مسایل و مطالب در حد عقل و علم خود می باشم. ولي متاسفانه يا خوشبختانه مودمم سوخت و از سيستم شخص ديگری به فضای اینترنت وارد می شوم و چرخی می زنم.
ولي با اين مشکلات گاهي افرادي مطالبي مي نويسند که نمي توانم پاسخ ندهم و بايد روشنگري کنم.
در مورد سخنان احمدي نژاد در مورد حجاب اين مطلب را بايد بنويسم که:
بابا احمدي نژاد کي گفت من مخالفم با حجاب؟!
ايشان گفت که من با اين شيوه مخالفم.
احمدي نژاد ميدونه که اشکال کار از جاي ديگه است.
احمدي نژاد ميدونه که اين بگير و ببند ها همه اش سياسي است و هيچکدوم دلشون براي حجاب نسوخته و ميخواهند با اين کار هاشون يا حواس مردم را پرت کنند ، يا دولت را بد نام کنند ، يا انقلاب را بد نام کنند.)خلاصه :اگرميخواهيد حقيقتي را خراب كنيد خوب به آن حمله نكنيد،بد ازآن دفاع کنید)
احمدي نژاد ميدونه که کار از ريشه خراب است.
احمدي نژاد ميدونه که مشکل ما بد حجابي نيست مشکل ما تفکر بد حجابي حاکم بر جامعه است. براي همين مي گويد کار فرهنگي چون تفکر را که نمي شود زندان کرد.
احمدي نژاد ميداند که ريشه تفکر بد حجابي از غرب است. براي همين 25 ساعته! در روز داره با غرب کلنجار ميره.
احمدي نژاد مي داند که ريشه اين تفکر حاکم بر جامعه ، اصلاحات و رئيس آن يعني هاشمي است. به همين علت 26 ساعته!! در روز داره باهاش مي جنگه.
احمدي نژاد ميدونه که تلويزيون و سينماي جمهوري اسلامي خودش يک الگوست و وقتي بدترين حجاب و بدترين رفتار ها در آن به نمايش در مي آيد براي مردم الگو مي شود.پس حکومت چطور مي توان با الگويي که خود ارائه ميدهد بجنگد؟ پس بايد ابتدا اينها اصلاح شود.
احمدي نژاد ميداند که بدترين مدل لباس ها و مو به صورت آزادانه درحال وارد شدن به کشور است.پس چطور مي توان با واردات خودمان بجنگيم؟پس بايد جلوي واردات را گرفت.
احمدي نژاد مي داند که اکثر مردم به دين پدر و مادر هايشان هستند و دينداريشان ضعيف است پس بايد ابتدا دين آنها را درست کرد.
احمدي نژاد مي داند که حجاب بايد ريشه ي دروني و فطري و داشته باشد و خود شخص به آن افتخار کند و با شوق و رغبت حجاب داشته باشد.يعني بايد حجاب عقيده شود نه عقده و اجبار از روي کراهت.براي همين است که دارد فطرت هاي مردم را با گفتمانش و کارهايش بيدار مي کند مثل عدالت ، ظلم ستيري و...
احمدي نژاد ميداند که حجاب نبايد مثل کشور عربستان اجباري شود و به يک پوشش توخالي تبديل شود.او مي خواهد ريشه اي باشد.
احمدي نژاد ميداند که بد حجابي ريشه در لقمه ي حرام يعني:اقتصاد ناسالم غربي(بانک هاي ربا خوار ، دزدي هاي آقازاده ها و...) و غذاي ناسالم (غذا هاي غربي شبهه ناک مثل پيتزا و...و نيز افزودني هاي غير مجاز و...) دارد و ابتدا با آن ها بايد مقابله کرد.
(توصيه ميکنم که به سايت دکتر روازاده در رابطه با تغذيه اسلامي ، سنتي و ايراني مراجعه کنيد يا سخنرانيهاي ايشان را گوش کنيد).
احمدي نژاد مي داند که خيلي از همين با حجاب ها در اين ادارات دارند خون مردم را در شيشه ميکنند. پس بايد ابتدا با آنها مقابله کرد.
و در نهايت احمدي نژاد ميداند که وقتي گفتمان انقلاب و امام را عملي کرد ،مردم اسلام واقعي را مي شناسند و فوج فوج به آن داخل مي شوند(ورايت الناس يدخلون في دين الله افواجا)و به همين راحتي مشکل بد حجابي حل مي شود.
البته بنده اين روش را تجربه کرده ام.مثلا : گفتمان احمدي نژاد باعث شد که خيلي از کساني که به امام خامنه اي بد بين شده بودند ، مظلوميت ايشان را درک کنند و متوجه شوند که مشکلات کشور زير سر خيلي افراد ديگري است.
حرف آخر اينکه پس از اين مراحل 5 درصد مردم را بايد يا با زور با حجاب کرد يا آزادشان گذاشت چون خرده شيشه دارند.
والسلام.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 22:19 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
بسم الله الرحمن الرحیم
در پاسخ به بعضی ها:
اولا یادگار امام خمینی ، امام خامنه ای و یاران پا برهنه ی ایشان هستند و بس.
ثانیا جهت گیری های سیاسی این علمای بزرگ اکثرا بستگی به اطرافیان آنها و چگونگی دریافت اخبار روز دارد.
منظور از اطرافیان : مسئولین دفاتر ، فرزندان ، پامنبری ها و ...
منظور از چگونگی دریافت اخبار : مثلا وقتی رئیس دفتر یکی از این ها عوض شد بجای روزنامه ی کیهان و ایران و... ، روزنامه های همشهری و اعتماد و ... را برای ایشان تهیه می کند.
منظور از پابرهنگان : همان کسانی که از ابتدای قیام خمینی کبیر این انقلاب را جلو بردند و هیچ مزد و ثوابی جز رضایت ولیشان نخواستند و نمی خواهند و هیچ سرمایه ای جز یاری الله نداشته و ندارند و با تمام مشکلاتی که داشته اند هیچ گاه از انقلاب شکوه نکردند.
مثل شهیدان و خانواده هایشان
مثل حاضرین در سالگرد امام خمینی (رحمت الله علیه) که در گرمای طاقت فرسا و زیادی مسافت پیاده روی و مشکلات دیگر هیچ گاه شکوه نکردند.
آری معلوم است که حسن مصطفوی در 14 خرداد یار نداشت چون یاران او پابرهنگان نیستند. یاران او آن آقازادگانی هستند که در آن لحظه در ویلاهای خود در شمال ایران در زیر باد خنک کولرها بر مبل های کذایی خود تکیه نموده و بوسیله ی لپ تاپ های خود در حال نوشتن انتقاد از دولت و خدمت گذاران به مردم هستند.
اللهم عجل لولیک الفرج
یا علی.التماس دعا.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 22:17 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
× خاتمی حکم حکومتی (ویژه رهبری) را قبول ندارد
حجه الاسلام ذاکری عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی که سال ها است در کسوت اصلاح طلبی فعالیت می کند داستانی را تعریف کرده که نشان می دهد خاتمی قائل به حکم حکومتی از سوی رهبری نیست که این نشان دهنده عدم اعتقاد جدی خاتمی به نظریه ولایت فقیه است خاتمی در مواردی به التزام خود به این اصل به اعتبار این که وارد قانون اساسی شده است اشاره کرده است و حتی درجائی تأکید می کند که این اصل در قانون اساسی وارد شده است بنابراین چاره ای جز پذیرش این اصل نداریم.
ذاکری در این خصوص اظهار داشته :... که در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری در هر سفری که همراه کروبی به سفر استانی میرفتم به وضوح میدیدم که کسانی بسیار حساب شده فریاد میزدند که کروبی انسان خوبی است ولی چون طرفدار حکم حکومتی است ما او را قبول نداریم.
عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی ادامه داد: زمانی که معین از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شد و با پیشنهاد حداد عادل و موافقت رهبری تائید صلاحیت مجدد شد این مصداق بارز حکم حکومتی بود که آنها را برای مدتی به کما برد.
ذاکری تصریح کرده: آنها نمیدانستند که باید از معین طرفداری کنند چراکه با انجام این کار خود نیز به حکم حکومتی تن می دادند و اگر طرفداری نمی کردند پس باید چه میکردند از این رو برخی از آقایان از جمله خاتمی برای فرار از این موضوع گفتند که این حکم حکومتی نبود بلکه حق ما بود و البته این موضوع یک نوع تفسیر خندهداری است.
× آیه الله خاتمی پدر خاتمی،رئیس جمهور سابق :فرزند من تفکرات غربی دارد،به او مسئولیت ندهید.
برخی از آگاهان از نامه ای سخن می گویند که مرحوم آیت الله خاتمی امام جمعه سابق یزد و پدر سید محمد خاتمی به امام خمینی نوشته و اظهار داشته که (نقل به مضمون) فرزنم سید محمد گرچه یک روحانی است اما دارای مشکلات عقیدتی است از جمله عدم اعتقاد خاتمی به اسلام فقاهتی ، عدم اعتقاد به حوزه علمیه سنتی و همچنین دارای برخی تفکرات التقاطی می باشد .او تفکرات غربی دارد و غربگراست ،و به همین دلیل به او مسئولیت ندهید.
این در حالی است که اخیرا نیز آیه الله خزعلی در یک سخنرانی بدون اشاره به وجود یا عدم وجود چنین نامه ای اظهار داشته که آیه الله خاتمی به من می گفت که فرزندم سید محمد تفکرات غربی دارد.
نقل از وبلاگ رسواگر
البته بنده بار ها شخصا این مطالب را از انسان های معتبر با کمی تغییر شنیده ام ولی متاسفانه منبع معتبری پیدا نکردم.ان شاء الله به محض پیدا کردن منبع معتبر اعلام می کنم.
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 15:59 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
» چرا باید بگوییم "امام خامنه ای"؟
-
غربیها با سه کلیدواژهی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره میکردند. شرقیها با دو کلیدواژهی مبارزهی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژهی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند.
-
اصل «امامتمحوری» مهمترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصهی سیاست احیا شد.
-
ده سال هر کاری کردیم، یک رسانهی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه میگفتند «آیتالله خمینی».
-
سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانههای شما نمیگویند امام خمینی؟». خندهای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیفاش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمهی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص میشود. چون کلمهی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار میدهیم. کلمهی "رهبر" به نفع ما و کلمهی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان میگوییم "آیتالله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور میشود امام امت اسلامی که مسلمانهای دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.
-
یک رسانهی غربی یا شرقی را پیدا نمیکنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانههای غربی آیا میپذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ میخواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!
-
شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمهی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمیتوانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دستهجمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!
-
امامتمحوری، امّتگرایی، عدالتگستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.
-
امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبهی اولین نمازجمعهی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمیخواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشی ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما میگویی نمیخواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشیناش نمیگوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را میخواهم با شما دفن کنم! جملهی دومشان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.
-
وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسیها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن».
-
اما کلمهی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدسترین کلمهای که آقای هاشمی در دوران ریاستجمهوریشان ابداع و به تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمهی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف میکنند، اما «توسعه» را صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی و صهیونیستهای عالَم.
-
در عرصهی بینالملل هم دو کلیدواژهی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهینآمیز است! به جایش بگوییم «قدرتهای جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آنها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرتهای جهانی» باید با آنها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیبپذیر»؛ یعنی آدمهای بیعرضهای که خودشان پذیرای آسیباند!
-
پنج کلیدواژهی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژههایی که دشمنان میخواستند.
-
تا موقعی که کلیدواژههای قرآنی امام خمینی –که رأس آنها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصلهپینه کردن است.
-
شما هر لعنی که به ...... بکنید، این قدر جگر دشمنان نمیسوزد که بگویید «امام خامنهای».
-
مشکلی که هست هم این است که همه میگویند «دیگران بگویند ما هم میگوییم!». اصولگراها میگویند صداوسیما شروع کند، ما هم میگوییم! صداوسیما میگوید ما که از روحانیون نمیتوانیم جلو بیفتیم! روحانیون میگویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمیتوانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد میگویند وقتی جوانان انقلابی هم نمیگویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و...
-
بعضی هم میگویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمتالله طبرزدی) این کار را کرده و سابقهی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوبها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آنها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.
-
آیتالله سید محمدباقر حکیم پا میشود میرود نجف. از آنجا نامه مینویسد به «حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای». یک هفته بعد شهیدش میکنند. آن مرد بزرگ میفهمد که باید از آنجا پیغام دهد «امام خامنهای». سید حسن نصرالله میفهمد در سختترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنهای! ما اینجا نشستهایم و نمیگوییم!
-
اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، میفرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آنجا ندا داده میشود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف.
نقل از وبلاگ "خاکریزیسم"
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 15:47 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
دیگر از این همه نیرنگ به تنگ آمــده است
با علی لشکر شبرنگ به جنگ آمـده است
هان ببینید چه دندان به غضب می سـایند
کـه به پیکـار "علـی" شیـر عـرب مـی آینـد
فـاش پیـداست کـه از غیـظ برافـروختـه اند
و چه کیـن ها که در انبان دل اندوخته اند
ظـــاهـــرا غصــهء میراث پـیـمـبـــر دارنـــد
تــا علــی را مـگـر از مسنـد دیـن بـر دارنـد
پس چه در خانه نشستیم؟ علی تنها ماند
منتظــر بهـر چـه هستیم؟ علـی تنهـا مـاند
پـای در معـرض حفـره اسـت، مراقب باشیم
کـوفــه آبستـن کفــر اسـت، مراقـب باشیـم
با ولـی باش مگـو راه ولایـت سخــت اسـت
آنکــه هـم پـای ولایـت نـرود بـدبخــت اسـت
این چه فتنه است که آفت زده ایمــان ها را
"ایـن عمــار" کـه روشـن بکنــد جــان هـا را
"ایـن عمــار" کــه تـبـیـیــن حقــایق بکند
"ایـن عمــار" کــه از دسـت شمــا دق بکند؟
خصم در گوشه نشسته است که تزویر کند
نکـنــد بــاز تــو را فـتـنــه زمـیــن گـیــر کـنــد
نکـنــد بــا شـتـــر مـعــرکــه هـمـــراه شـوی
نکـنـــد مـثـل "بنی ساعده" گـمــراه شـوی
خـصــم خـصــم است ولو یار نمــاید خود را
در پــس دیــن تــو انـکــار نـمـــایـد خـــود را
دشمن این مرتبه قرآن سر نی خواهـد بـرد
آنکه مرداست به این مسأله پی خواهدبرد
نـیــزه نـیــزه اسـت ولـو بـر ســر او قـرآن هـا
کفر کفری است که بر خواستـه از ایمان ها
نیزه نیزه است ودراین غائله خون خواهد ریخت
کفر از این سجده بی مغز برون خواهد ریخت
شک نکن بعـد ولی روح ولا خواهد سوخت
کودکی در کبد کرب و بلا خواهد سوخـت...
به نقل از وبلاگ بداهه
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 0:47 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مطب شرم آوری در یک وبلاگی دیدم که مجبور شدم این مطالب را بنویسم.
خلاصه مطلب این بود که «در اجلاس سران سازمان ملل در وقت سخنرانی آقای احمدی نژاد فقط کشور های جهان سومی روی صندلی های خود حاضر بودند و بقیه به نشانه اعتراض رفته بودند.»
بنده از محضر آن وبلاگ نویس و هم عقیده های ایشان سوالاتی داشتم:
رتبه بندی کشور های پیشرفته ، در حال توسعه و جهان سوم را چه کسی انجام داده؟وملاک آن ها چیست؟
شما مطمئن باشید که اگر در این زمانه پر فتنه مثلا گفتند فلان شخص نفر اول فلان مسابقه شده است ، این امکان وجود دارد که این حق دیگری باشد.
آخر اصلا در این زمانه پر فتنه ملاک ها فرق کرده و داوران نیز.
اولا ما به کشوری می گوییم پیشرفته که از همه جوانب پیشرفت کرده باشد نه اینکه تا یک کشور از لحاظ علمی پیشرفت کرد بگوییم این کشور پیشرفته است. همان طور که گفتم در این زمانه ملاک ها زیر و رو شده.
ثانیا و مهمتر از اولا : پیشرفت با چه قیمتی؟
بنده هم می توانم بروم دزدی کنم و از نظر اقتصادی پیشرفت زیادی داشته باشم. مگر یادمان رفته که تمام علم ما را ، ثروت ما را ، فرهنگ ما را ، دانشمندان علمی ما ، دانشمندان و متخصصان دینی ما را در طول تاریخ دزدیدند و یا سر به نیست کردند و هنوز هم به غارت خود ادامه می دهند؟
اگر یک کشوری مثل آمریکا کشوری است که پیشرفت کرده ما قبول داریم ولی اولا این پیشرفت یک جانبه بوده و یا از جوانب معدود. ثانیا همه چیزش را از کشور های ضعیف دزدیده است. مگر یادمان رفته که تا حدود دویست سال پیش ، غربی ها دقیقا مثل حیوان زندگی می کردند؟ شما سری به آثار باستانی غرب بزنید. اینان تا چند صد سال پیش چیزی به نام دستشویی نداشته اند در صورتی که چند سال پیش در یکی از شهر های ایران یک شهرک باستانی مربوط به چندین هزار سال پیش پیدا شد که این شهرک ، شبکه فاضلاب شهری داشته است. بله غرب هر چه دارد از شرق دزدیده است. حتی فرهنگش را. اگر می بینید حقوق شهروندی در بعضی کشور های غربی رعایت می شود این از ماست. از دین ماست و از فرهنگ ایرانی ما. ما را عقب گذاشتند و گفتند این حرف های شما قدیمی است ولی خود آن ها به حرف های قدیمی ما عمل کردند.
اتفاقا همین الان هم همین طور است. به ما می گویند شما جهان سومی هستید که ما به آنها نگاه کنیم و از آن ها تقلید کنیم و ما غافل از آنکه آنها خود از فرهنگ و دین ما تقلید می کنند.
ما ایرانیان چندین هزار سال تمدن داریم. اگر بر فرض هیچ چیزی هم نداشته باشیم -که شکر خدا داریم- همین تجربه گذشتگان مان برای ما کافیست و اگر به آن ها عمل کنیم به قله های پیشرفت در جهان می رسیم و مهمتر از تجربه انسان ها تجربه ی خداوند بزرگ یعنی دین جامع و کاملمان اسلام است که ما را به بالا ترین قله های پیشرفت می رساند.
در آخر یک نکته را یاد آو شوم که : دوستان مواظب باشید پشت به قبله نماز نخوانید... .والسلام.
+
نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 17:18 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
بسم الله الرحمن الرحیم
آخه آدم هرچی میخواد حرف سیاسی نزنه انگار نمی شه!
من تا قبل از انتخابات زیاد به سیاست اهمیت نمی دادم و خیلی هم با سیاسی ها بد بودم. اما در این انتخابات درک کردم که سیاست جزء جدانشدنی از دین ماست. دلایل زیادی هم دارم که از گفتنش صرف نظر می کنم. حالا بگذریم. آمده ام این مطلب را بگویم که در هر جایی و هر زمانی و در هر قشری و هر مجموعه ای انسان های متفاوتی وجود دارند از جمله انسان خوب ، بد ، عاقل ، جاهل ، جاهلی که فکر می کند عاقل است ، محتاط ، جسور ، ترسو و... با این شرایط ، راه موفقیت در هر کار این است که ما وظیفه شناس باشیم یعنی بدانیم که چه کاری را در چه زمانی و در کجا انجام دهیم یعنی در هر کارمان ویژگی های خدادادیمان را به کار ببندیم و غرایزمان را با آن ها مدیریت کنیم یعنی با عقل ، انصاف ، عدالت ، احتیاط و... اقدام کنیم. به یک مثال کوچک راجع به این موضوع اشاره می کنم امیدوارم تا آخر حرف بنده را متوجه شده باشید و به همه موارد ربط بدهید: اگر یک شخص وابسته به یک گروهی حرفی زد خیلی زود در مورد سخن آن شخص ، خود آن شخص و حتی گروه وی قضاوت نکنیم ، تمامی احتمالات را در مورد سخن ایراد شده در نظر گرفته ، با ذهنی خالی از گمان ها به محتوای سخن بنگریم ، به زمان و مکان آن توجه کنیم و... . مثلا اگر با این ملاک ها فهمیدیم سخن او درست نبود مجددا در مورد خود شخص هم باید با این ملاک ها قضاوت کنیم و صرف نادرست بودن سخن او خود او را متهم نکنیم و به همین ترتیب در مورد گروه وی. ونیز برعکس از گروه به شخص و شخص به سخن ، یعنی مثلا هر شخص وابسته به گروه بد را رد نکنیم و هر حرف مربوط به شخص بد را رد نکنیم. چه بسا شیطانی که انسان را نصیحت کند. از سخنان رهبر عزیزمان هم در خطبه های نماز جمعه بعد از انتخابات ریاست جمهوری هم چنین برداشت می شد که رعایت انصاف حلال مشکلات است. البته این سخنان همه بر می گردد به آموزه های دین عزیزمان یعنی اسلام و تشیع چون حضرت علی علیه السلام هم چنین سخنانی با همین مضامین ایراد فرموده اند. اگر ما هر عمل و هر سخنی را با ویژگی های خوب خدادادیمان بسنجیم و سپس دست به اقدام بزنیم خدا می داند که چقدر کار ها را حت و اختلافات کم می شود. آخر ما چه موقع می خواهیم از هر کدام از این ویژگی های ارزشمندمان که وجه تمایز ما با حیوان و موجودات دیگر است استفاده کنیم؟ چه موقع می خواهیم هر ویژگی را در جای خود به کار ببریم؟
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 1:28 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
قال الرضا علیه السلام:
رحم الله عبداً احیا امرنا...
امام رضا علیه السلام می فرمایند:
رحمت خدا بر آن بنده ای که امر ما را احیا کند.
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 22:17 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
هارون : چرا شما معتقد هستید از ما فرزندان عباس برترید؟ در حالیکه ما هر دو از یک درختیم. یعنی فرزندان هاشم هستیم.
امام علیه السلام : ما از شما به پیغمبر نزدیکتریم.
هارون : چگونه؟
امام علیه السلام : چون پدر ما ابوطالب با پدر رسول خدا از یک پدر و مادرند ولی عباس پدر شما تنها از سوی پدر نسبت دارد.
هارون: وقتی رسول خدا از دنیا رفت پدر شما ابوطالب از دنیا رفته بود ولی پدر ما عباس زنده بود و معلوم است که تا عمو زنده باشد به پسر عمو که شما باشید ارث نمی رسد.
امام علیه السلام : تا وقتی که فرزند باشد به عمو ارث نمی رسد پس وقتی فاطمه زهرا باشد عباس که پدر شما است ارث نمی برد.
هارون : چرا به مردم اجازه می دهید که شما را فرزند رسول الله بخوانند در صورتیکه شما فرزندان علی هستید زیرا هر کسی به پدر نسبت داده می شود و پیامبر جد مادر شماست.
امام علیه السلام : اگر پیامبر زنده شود و از دختر شما خواستگاری کند آیا حاضرید دختر خود را به او بدهید؟
هارون : با کمال افتخار.
امام علیه السلام :اما پیغمبر هیچ گاه از دختر من خواستگاری نمی کند.
هارون : چرا؟
امام علیه السلام : چون او پدر من است گرچه از طرف مادر باشد ولی پدر تو نیست پس من می توانم خود را فرزند رسول خدا بدانم.
هارون از پاسخ های کوبنده امام ساکت و آرام شد و از امام خواست که تقاضایی بکند و چیزی بخواهد.امام فرمود : من چیزی از شما نمی خواهم شما بگذارید ما آزاد باشیم و کارمان را انجام دهیم.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 12:38 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
به وبلاگ من خوش آمدید.
ساعت ۲ و ۴۸ دقیقه بامداد ۲۲ بهمن ماه سال ۱۳۸۶ است.
این ها اولین مطالبی است که من دارم توی این وبلاگم می نویسم.
رحم الله عبدا احیا امرنا...
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 2:52 توسط مهدی ربانی (عبد یک)
|
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام و خداقوت و سپاس از نظر محترمتان.
بله درست می فرمایید فضل پروردگار ما خیلی بیشتر از این حرفهاست. و کل کار ها به نیت هاست.
ولی از این نکته نباید غافل شویم که اولا عالم حساب و کتاب دارد. اگر شما مثلا خدای ناکرده نادانسته شراب بخورید. این غذا تاثیر خود را در روح و روان شما می گذارد. ثانیا این قانون ها را خود خداوند تبارک و تعالی قرار داده اند و ما باید تلاش خود را برای همسان سازی تشریع با تکوین انجام دهیم که به نتیجه ی درست تر و کامل تر برسیم. اگر اینطور نبود روز ها با هم فرقی نداشتند و می گفتند هر روزی و هر ساعتی هر دعایی می خواهید بخوانید و هر عملی می خواهید بکنید و فرقی نمی کند.
یک وقت است ما تلاش خود را می کنیم ولی نتیجه غلط در می آید آن موقع است که خداوند با فضل خود و رحمت واسعه ی خود کار ها را درست می کند.نه وقتی که ما تلاش نکنیم.
شما ببینید برای شب اول ماه رمضان تا ساعت ها بعد از شب اول منجمان در حال رصد هستند ولی ماه های دیگر را یک سال قبل در تقویم مشخص می کنند و هیچ تغییری نمی کند. خوب همانطور که ماه رمضان ممکن است با تقویم اختلاف داشته باشد ماه های دیگر هم می تواند. ولی تا بحال چنین کاری را نکرده اند و این از عدم تلاش و کم کاری ماست.
یا حق.التماس دعا.